۴ بُعد حکمرانی مرموز آمریکا

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ چندین دهه است نظام حکمرانی در آمریکا، ادعای رهبری جهان دارد. این نظام حکمرانی به شیوه های گوناگون و به طور خاص با بهرهگیری از ابزارهای جهانِ سرگرمی و رسانه، سعی داشته است و دارد تا خود را متعالیترین نوع حکمرانی در جهان معرفی کند. نظام حکمرانی ای که همگان باید درست یا غلط بودن رویه های خود را با آن بسنجند و اگر در برابر آن قرار گیرند، گویی در برابر تمدن و مدنیت ایستاده اند.
جامعه آمریکا با بحران داخلی جدی رو به رو و آن، بی اعتمادی فزاینده به نظام حکمرانی و دولت در این کشور است
با وجود این، مدت هاست روایت آمریکایی نخ نما شده است و گاه و بیگاه شاهد افشای واقعیت های معناداری در زمینه جنبه های منفی حکمرانی آمریکایی هستیم. در این راستا، به تازگی و بر پایه جدیدترین نظرسنجی نشریه وال استریت ژورنال و NORC، مشخص شد اعتماد مردم آمریکا به دو پایه اصلی حکمرانی آمریکایی یعنی سرمایه داری و دموکراسی، به نحو محسوسی کاهش یافته است.
طبق نظرسنجی یادشده، کمتر از نیمی از مردم آمریکا معتقدند سرمایه داری عملکرد مطلوبی دارد. این رقم حدود یک دهه پیش، دستکم 60 درصد بود. در عین حال، تنها 35 درصد آمریکایی ها باور دارند در آمریکا همچنان امکان دستیابی به شغل مناسب و تحقق رؤیای آمریکایی وجود دارد. در حوزه سیاست نیز فقط 12 درصد عملکرد دموکراسی را بسیار خوب ارزیابی می کنند. جالب اینکه تنها 16 درصد آمریکایی ها گفته اند شهروندان عادی می توانند از قدرت اثرگذاری بر تصمیمات سیاسی در کشورشان برخوردار باشند. نکته قابل تأمل اینکه کمتر از 40 درصد آمریکاییها در وضعیت کنونی به تاریخ کشورشان افتخار می کنند.
این قبیل آمارها حامل دستکم چهار نکته و پیام مهم هستند:
نخست، اینکه جامعه آمریکا با بحران داخلی جدی رو به رو و آن، بی اعتمادی فزاینده به نظام حکمرانی و دولت در این کشور است. این موضوع یکی از نمودهای جدی خود را در فضای قطبیگرایی شدید سیاسی و اجتماعی در آمریکا به نمایش گذاشته است. جالب اینکه در سایه همین قطبی گرایی، برخی تحلیلگران و صاحب نظران غربی هشدار می دهند هیچ بعید نیست آمریکا در آینده ای نه چندان دور شاهد جنگ داخلی یا حتی حرکت به سمت نظام اقتدارگرا باشد.
دوم، اینکه روند افول هژمونیک و تضعیف بیش از پیش موقعیت بینالمللی آمریکا، سرعت قابلتوجهی یافته است. در واقع، آمریکای کنونی از درون در حال تهی شدن است و حتی مردم این کشور نیز به شعارهایی که سال های سال نظام حکمرانی این کشور سر می داد و با تکیه بر آنها خود را رهبر جهان میدانست، اعتقادی ندارند. این معادله یادآور گفته تاریخی فرانسیس فوکویاما اندیشمند مطرح آمریکایی است که گفته بود: «آمریکای فعلی شبیه به ساختمانی زیباست که موریانه ها پایه های آن را خورده اند و هر لحظه احتمال فروپاشی آن می رود».
سوم، اینکه انتشار آمارها و داده هایی نظیر آنچه عنوان شد، در فضایی مطرح می شود که فردی نظیر دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکاست. این فرد با سیاست های نابخردانه خود چه در حوزه داخلی و چه خارجی، بیش از پیش کشورش را به قهقرا برده و به روند تضعیف موقعیت داخلی و بینالمللی آمریکا، سرعت قابل توجهی بخشیده است. اکنون آمریکا نه تنها در برابر رقبا و مخالفانش موضع ضعف دارد، بلکه حتی شرکا و متحدان راهبردی آن نیز اعتماد چندانی به این کشور ندارند.
نظام حکمرانی آمریکا اکنون با بیثباتی ها و خطرات جدی در مورد آینده خود رو به روست
چهارم، اینکه طرح آمارها و داده ها، یک واقعیت مهم را فریاد می زنند و آن هم اینکه آینده آمریکا، پرمخاطره و مبهم است. در واقع نظام حکمرانی آمریکایی که 20 یا30 سال قبل، اعتماد به نفس قابل توجهی داشت، اکنون در موقعیتی قرار دارد که هیچ تصویر روشنی را از آینده نزدیک خود هم ندارد.
به بیان ساده تر، نظام حکمرانی آمریکا اکنون با بیثباتی ها و خطرات جدی در مورد آینده خود رو به روست. این موضوع هم دایره مانور و کنش های آن را محدود و هم گذار به جهان چندقطبی و پایان یکجانبه گرایی آمریکا را در نظام بین الملل به واقعیتی عینی تبدیل میکند.